از پاریز تا پاریس از پاریز تا پاریس شرح سفرهای متعدد استاد محمدابراهیم‌باستانی‌پاریزی به شرق… دوشنبه ۱۲ آذر ۹۷

از پاریز تا پاریس

از پاریز تا پاریس شرح سفرهای متعدد استاد محمدابراهیم‌باستانی‌پاریزی به شرق و غرب کره‌ی خاکی است که با شیوایی تمام ما را در سفر‌های خود سهیم می‌کند. پاریز، روستایی از توابع سیرجان است و سفرنامه از پاریز تا پاریس هم که از کتابهای معروف دکتر باستانی پاریزی است، از همین روستا نام گرفته است.

محمد ابراهیم باستانی پاریزی در سوم دی‌ماه ۱۳۰۴ در پاریز متولد شد. وی تا پایان تحصیلات ششم ابتدایی در پاریز تحصیل کرد و در عین حال از محضر پدر خود مرحوم حاج آخوند پاریزی هم بهره می‌برد. پس از پایان تحصیلات ابتدایی و دو سال ترک تحصیل اجباری، در سال ۱۳۲۰ تحصیلات خود را در دانشسرای مقدماتی کرمان ادامه داد و پس از اخذ دیپلم در سال ۱۳۲۵ برای ادامهٔ تحصیل به تهران آمد و در سال ۱۳۲۶ در دانشگاه تهران در رشته تاریخ تحصیلات خود را پی گرفت. در ۱۳۳۰ از دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل شد و برای انجام تعهد دبیری به کرمان بازگشت. در همین ایام با همسرش، حبیبه حایری ازدواج کرد و تا سال ۱۳۳۷ خورشیدی که در آزمون دکتری تاریخ پذیرفته شد، در کرمان ماند.

از پاریز تا پاریس

آن‌هایی که با نوشتار استادباستانی‌پاریزی آشنایی دارند، می‌دانند که او علاوه بر این که تاریخ‌دان، مورخ زبردست و نویسنده‌یی تواناست، یک مشاهده‌گر برجسته در حوزه‌‌های تاریخ، فرهنگ و هنر است. استاد باستانی ‌پاریزی‌ در سفرهای بیرون و درون، و در بازدید از مکان‌ها و بناها و در برخورد با جمعیت‌های انسانی، ژرفای تاریخی و فرهنگی، نفوذ و ابعاد پنهانی را رصد می‌کند که اگر خود ما به عنوان مسافر به آن مکان‌ها سفر کنیم، به قطع تا به این اندازه قادر به کندوکاو در مسایل فرهنگی، تاریخی، جغرافیایی و اجتماعی نیستیم. در این کتاب وقتی که با استاد باستانی ‌پاریزی همسفر می‌شویم، رهاشدن از قلم شیرین و دلنشینی که این چنین تمام آنچه را به چشم می بیند به زیبایی و با دیدی عمیق توصیف می کند به سادگی نیست. دکتر محمدابراهیم باستانی پاریزی، پس از یک ماه تحمل رنج بیماری کبد، صبح پنجمین روز بهار، دار فانی را وداع گفت تا یکی از اندیشمندان معاصر ایران زمین از میان خوبان پر کشد و به دیار ابدی و یاران سفر کرده اش بپیوندد.

گزیده ای کوتاه از پاریز تا پاریس را با هم می خوانیم:

در پاکستان نام های خیابان‌ها و محلات اغلب فارسی و صورت اصیل کلمات قدیم است. خیابان های

بزرگ دو طرفه را شاهراه می نامند، همان که ما امروز اتوبان می گوییم! بنده برای نمونه و محض تفریح

دوستان، چند جمله و عبارت فارسی را که در آنجاها به کار می برند و واقعا برای ما تازگی دارد در اینجا ذکر

می کنم که ببینید زبان فارسی در زبان اردو چه موقعیّتی دارد و به قول معروف چه رُلی بازی می کند.

آنچه ما هنگام مسافرت اسباب و اثاثیه می خوانیم، در آنجا سامان گویند.

سلام البته در هر دو کشور سلام است. اما وقتی کسی به ما لطف می کند

و چیزی می دهد یا محبتی ابراز می دارد، ما اگر خودمانی

باشیم می گوییم: ممنونم، متشکرم، اگر فرنگی مآب باشیم

می گوییم مرسی اما در آنجا کوچک و بزرگ،

همه در چنین موردی می گویند: مهربانی!

واقعا بهتر از این تعبیری برای ابراز تشکر دارید؟

ما اصرار داریم که بگوییم پارک فلان و پارک بهمان،

پارک نیاوران را پلاک هم روی آن زده‌ایم. اما آنها بزرگترین پارک شهر

خود را جناح باغ تابلو زده‌اند. آنچه ما شلوار گوییم

در آنجا پاجامه خوانده می شود. این قطار سریع السیر

را در آنجا تیز خرام می‌خوانند! جالبترین اصطلاح

را در آنجا من برای مادر زن دیدم، آنها این موجودی را

که ما مرادف با دیو و غول آورده‌ایم خوش دامن گفته‌اند.

واقعا چقدر دلپذیر و زیباست.

 

خرید اینترنتی سفرنامه استاد باستانی پاریزی

 

 


گردآوری: راضیه احمدی | ۱۱ آذر ۹۷ | اراول 

۱+

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

0 دیدگاه