زباله پلاستیکی و آموزش کودکان: زباله پلاستیکی از بزرگترین معضلات عصر فعلی است. استفاده از… پنجشنبه ۱۷ خرداد ۹۷

زباله پلاستیکی و آموزش کودکان:

زباله پلاستیکی از بزرگترین معضلات عصر فعلی است. استفاده از محصولات تهیه شده از مواد پلاستیکی مثل بطری آب، کیسه بسته بندی مواد غذایی تنها چند دقیقه طول می کشد ولی این وسایل بلافاصله بعد از استفاده به عنوان زباله پلاستیکی دور ریخته می شوند. اما دور انداختن این ضایعات به معنی ناپدید شدن آنها برای همیشه نیست. چند وقت دیگر همین زباله پلاستیکی که امروز آن را دور انداخته ایم، سر از اقیانوسها و جنگل ها و محیط زیست اطراف ما در می آورد. این که ما صرفا و به اصطلاح از شر زباله پلاستیکی خود خلاص می شویم به این معنی نیست که واقعا و برای همیشه از شر آن ها راحت شده ایم. این ضایعات راه طولانی تا نابودی کامل در پیش دارند و حتی شاید هرگز نابود نشوند.

بیش از ۴۰ درصد زباله های پلاستیکی را کالاهای یکبار مصرف تشکیل می دهند و سالانه در حدود ۸/۸ میلیون تن زباله پلاستیکی سر از اقیانوس ها در می آورد. این زباله ها به راحتی منابع آبی مورد نیاز ما و همه جانداران را آلوده می کنند و سلامت انسان و حیات وحش را به خطر می اندازند.

این آمارهای بسیار نگران کننده  است، اما  همیشه یک راه وجود دارد و آن هم تربیت نسل فعلی به مبارزه به آلودگی های ناشی از زباله پلاستیکی. این چند راه کار ساده اما موثر می تواند یک طوفان فکری در درون کودک ما راه بیاندازد و او را ترغیب به مبارزه کند.  مبارزه با زباله پلاستیکی!

 

بسیاری از کودکان درباره مراقبت از حیات وحش بسیار آگاهانه رفتار می کنند. دیدن یک لاک پشت دریایی که به وسیله کیسه پلاستیکی خفه شده است برای همه کودکان دردناک است و اکنون کودکان کاملا متوجه می شوند که وارث بحران آلودگی در کره زمین شده اند.

اما ایجاد تغییرات کوچک از فضای خانواده می تواند تفاوت چشمگیری در فرایند مبارزه با تولید زباله پلاستیکی به وجود آورد. می توانید همین حالا و از همین جا مبارزه خود را با زباله های پلاستیکی آغاز کنید. با اراول همراه شوید.

 

 

۱- نه به نی های یک بار مصرف

آمارها نشان می دهد که روزانه ۵۰۰ میلیون نی یکبار مصرف در کافه ها، رستوران ها و غذاخوری های آمریکا توسط شهروندان آمریکایی استفاده و سپس راهی سطل زباله می شود. بهتر است به جای استفاده از نی های یکبار مصرف از نی های قابل بازیافت استفاده کنید و همیشه چند عدد از این نی های قابل بازیافت خوشرنگ را برای کودک خود در کیف دستی تان داشته باشید تا در هنگام مراجعه به رستوران و غذاخوری مجبور به استفاده از نی های یکبار مصرف نشوید.

 

۲- فقط از قیف استفاده کنید

وقتی به بستی فروشی می روید بهتر است به جای انواع بستنی هایی که در ظروف یکبار مصرف به فروش میرود، برای خود و فرزندانتان بستنی قیفی سفارش بدهید. یا از فروشنده بخواهید بستنی شما را به جای ظرف یکبار مصرف درون یکی از همین قیف های همیشگی بگذارد. البته اگر کودک خوش سرو زبانی دارید به او آموزش دهید که در این خصوص با فروشنده صحبت کند. مثلا به او بگوید که این خواسته او برای این است که از ظروف پلاستیکی یکبار مصرف استفاده نکنید. این کار شما و کودکتان حتما نظر فروشنده را در خصوص استفاده از ظروف یکبار مصرف عوض خواهد کرد.

 

 

۳- رسم هدیه تولد را تغییر بدهید!

اگر کودک شما به جشن تولد یکی از هم مهد کودکی های خود یا جشن تولد یکی از بچه های فامیل دعوت شد، به جای اسباب بازی های بی ارزش پلاستیکی که خیلی زود روانه سطل زباله می شود، او را تشویق کنید تا به دوست خردسالش یک وسیله محیط زیستی هدیه بدهد. مثلا یک قمقمه با  قابلیت بازیافت. یا یک کیف پارچه ای و یا هر وسیله ای که در عین زیبایی آسیبی به طبیعت نزند.

 

۴- اسباب بازی هایی با بسته بندی پلاستیکی  را نخرید!

تا حد ممکن کودک خود را متقاعد کنید که اسباب بازی های که در بسته بندی های پلاستیکی است را برای او نخرید. می توانید به جای این کار از اسباب بازی فروشی هایی خرید کنید که اسباب بازی را بدون بسته بندی ارائه می دهند. او را تشویق کنید سراغ اسباب بازی هایی با بسته بندی پلاستیکی نرود.

زباله پلاستیکی

۵- یک نهار متفاوت

هر کودک ۸ تا ۱۲ ساله،  سالانه حدود ۶۷ پوند مواد غذایی که برای نهار او تدارک دیده شده است را دور میریزد. به جای استفاده از پلاستیک یکبار مصرف برای تهیه ساندویچ و نهار کودکتان بهتر است از کیف های مخصوص غذا، ظرف و جعبه های مخصوص غذا استفاده کنید که هم مجبور به تولید زباله پلاستیکی نشوید و هم با این تغییر برای او ایجاد انگیزه کنید تا نهار خود را با اشتهای بیشتری میل کند.

 

زباله پلاستیکی

۶- چیزی را دور نریزید

اگر برای یک سفر آخر هفته به ساحل یا نواحی جنگلی برنامه ریزی

می کنید کودک خود را ملزم کنید که زباله های خود را دور نریزد

و آن را در طبیعت رها نکند. او را ترغیب کنید که زباله های خود جمع کرده و برگرداند.

 

زباله پلاستیکی

۷- وارد چرخه بازیافت شوید

البته همه زباله های پلاستیکی قابل بازیافت نیستند اما بهتر است

تا حد ممکن تفکیک زباله را به فرزند خود یاد بدهید و

همراه او زباله های قابل بازیافت را به اولین مرکز دریافت زباله در محله خود تحویل بدهید.

 

زباله پلاستیکی

۸- استفاده از بطری یکبار مصرف ممنوع

از همین حالا برای او یک قمقمه یا بطری آب با قابیلت بازیافت

بخرید و او را ترغیب کنید به جای بطری یکبار مصرف

از ظرف آب  مخصوص به خود استفاده کند.

 

زباله پلاستیکی

۹- عمده بخرید

به جای خرید پاپکورن و غلات و خوارکی هایی در بسته بندی های کوچک،

آن ها را به صورت عمده خریداری کنید تا به کاهش زباله پلاستیکی کمک کنید.

وقتی مواد خوراکی را به صورت عمده خریداری می کنید می توانید

در ظروف زیبا و خوش رنگ و کودکانه آن را با سلیقه خود بریزید و در کیف چاشت کودکتان قرار دهید.

 

زباله پلاستیکی

۱۰- همکاری در نظافت محله

همراه با کودک خود در برنامه های پاکسازی محله و مناطق طبیعی مشارکت کنید.

پاکسازی و نظافت محله و طبیعت را از همان کودکی به او آموزش بدهید.

 

 


زهره  خسروی | ۱۴ خرداد ۹۷ – نشنال جیوگرافیک 

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 دیدگاه

  1. کیومرث نمیرانیان

    مقداراصراف خانواده = مقدار زباله روزانه ± صفر%
    زبالۀ روزانۀ خانواده را دور نریزید، از آن استفاده کنید.
    زباله نجست است ؛ من به آن دست نمی زنم؛ اصلاً مگر میشود از زباله هم استفاده کرد؛ … با شنیدن این پیام، از این قبیل افکار به ذهن ما خطور می کند و فکر می کنیم که با یک شوخی طرفیم. بله زباله وقتی به سطل آشغال برسد؛ باید نجست به حساب آید. ولی قبل از آن در دستان ماست و از میزان پاکی آن با خبریم، میتوانیم با آن هر کاری انجام دهیم. اما ما آن را با بی مسئولیتی؛ بدون هیچگونه شک و تردید به سطل زباله می اندازیم، اینطور آموزش دیده ایم، و غیر از این هم کاری بلد نیستیم. این واقعیت زندگی امروزۀ ماست که زباله را بدون توجه، دور می ریزیم. بدانید که این کار اصراف است. وقتی برای اندیشه؛ و استفاده بهتر از آن نداریم؛ یا وقتی اختصاص نمی دهیم. مشغله های اکثراً پوچ و بی محتوای روزانه؛ مانند تماشای تلویزیون؛ پرحرفی با تلفن و موبایل؛ … و بی علاقگی به نصیحتهای دیگران؛ چنان وقت و انرژی روزانۀ ما را به خود اختصاص داده که با شتاب؛ با عجله؛ و بدون توقف هر روز به همین منوال وقت و انرژی خود را مصرف می کنیم. نمیتوانیم به گفته های دیگران عمیق بیندیشیم؛ چند روزی روی آن فکر کنیم و جوانب مختلف آن را؛ و اثربخشی آن را روی زندگی خود بررسی کنیم؛ و اگر لازم باشد، مسیر خود را کمی اصلاح کنیم، کمی تغییر؛ کمی تفکر؛ و کمی حوصله.
    گاهی حتی چندروز/چندهفته/چندماه می گذرد، و ما حتی یک نیم نگاه هم به دستان خود نینداخته ایم، آرام نگرفته ایم از سرعتِ خود نکاسته ایم، تا کمی تمرکز کنیم و افکارمان را بررسی کنیم، دو دستان ما همواره نزدیکترین چیز به ماست ولی وقت برای دیدن آن نداریم؛ یا اگر بهتر بگویم وقت برای دیدن آنها نمی گذاریم. حالا چرا دستان؟ وقتی از شتاب خود بکاهید و جستجوگرانه به دستهای خود نگاه کنید؛ تمرکز خود را از افکار جاری پس بگیرید؛ و به دستان و حوالی بازوان خود تمرکز و دقت کنید، ناگهان متوجه چیزی می شوید که شاید سالها متوجه آن نشده بودید. نگاهتان و توجهتان به خودتان جلب می شود. می توانید به چیزی فکر کنید که مشغلۀ روزانه اجازۀ فکر کردن به آن را، از شما سلب کرده است. (در این زمان اگر با موجودی بسیار ناشناس مواجه شدید؛ موجودی که هیچ اطلاعات و آشنائی با آن ندارید؛ بدانید به تمرکز عمیقی دست یافته اید) در این زمان می توانید از اعمال و رفتار خود انتقاد کنید، حتی می توانید تصمیم بگیرید برخی از آنها را تغییر دهید؛ یا برخی را اصلاح کنید. این نیازی است که اکثر مشغله های روزانه، ما را از آن دور می کند.
    حالا که متوجه شدید چطور باید به ایده هائی که دیگران به ما می دهند، توجه کنید، می شود مسالۀ کاهش زبالۀ روزانه را مطرح کرد. زباله را به دو دستۀ خشک و تر جدا کنید، و در کیسه های جدا و دور از هم نگهداری کنید.
    زبالۀ خشک : هر آنچه رطوبتِ کمی دارد. کاغذ؛ مقوا؛ یونولیت؛ ظروف پلاستیکی؛ نایلون؛ شیشه شکسته؛ چوب؛ پوست خشکبار؛ لباس/پارچه کهنه؛ …
    زبالۀ تر : غذای مانده؛ میوه های فاسد/نیمه فاسد؛ پوست میوه؛ آشغال سبزی؛ برنج پخته اضافی؛ ظروف یکبارمصرف آلوده؛ …
    از بین اقلام فوق چوب و پوست خشکبار را می توانید در گوشۀ باغچه در چاله ای نگهداری کنید و در زمانهائی برای بر افروختن آتش/درست کردن اِسفَند و کُندُر، از آن استفاده کنید. اگر نمیتوانید آنها را نیز همراه دیگر زباله های خشک منزلتان در کیسه های نایلون جدا، جمع آوری و درب آن را بسته و سر کوچه؛ کنار سطل زباله بگذارید.
    از بین اقلام فوق کاغذ زباله نیست. کاغذ هائی که پشتشان سفید است؛ میتوانید دسته بندی و در محل مناسبی قرار دهید؛ وقتی به کاغذ یادداشت نیاز داشتید، از آن استفاده کنید. اگر نمی توانید؛ کاغذ و کتابهای اضافی و مقوا را در کیسه هائی بسته و جلوی درب منزلتان قرار دهید، سپس به ۱۳۷ (شهرداری) زنگ بزنید تا آنها را از درب منزلتان به محل مصرف مناسب برسانند.
    البته اگر بخواهید و اهمیت بازیابی زباله را درک کنید، مطمئنا راهی برای مصرف اقلام زباله پیدا می کنید. ما میز شکسته را دور می اندازیم، و برای یک تکه چوب با صرف وقت و زحمت و جستجوی زیاد، هزینۀ نسبتاً زیادی نیز می پردازیم. این کار همان اصراف است. در یک مورد شاید اهمیتی نداشته باشد، اما تکرار آن جمع مخارج اشتباه است. البته اگر از دید یک شهردار به زباله نگاه کنید به نتایج مفید دیگری خواهید رسید. یکبار هم خود را جای شهردار بگذارید و اراده کنید تا مسالۀ موش و زبالۀ شهرتان را حل کنید، مگر شهر دار آدمی مثل ما نیست؟ پس هر کس می تواند این کار را بکند.
    از بین اقلام زبالۀ تر میوه های فاسد/نیمه فاسد و پوست میوه و آشغال سبزی را می توانید در کیسه های نایلون در بسته در گوشۀ باغچه نگهداری کنید. اگر منزلتان آپارتمان است نیز میتوانید از حیاط مشترک با هماهنگی بقیۀ همسایه ها استفاده کنید. سپس با کندن یک چالۀ یکمتر در یکمتر با عمق حدود ۳۰ تا ۴۰ سانتیمتر در باغچه می توانید حدود ۱۰ عدد از این کیسه ها را در آنجا چال کنید، (البته نباید نایلون را چال کنید. بعد از هر لایه آشغال میوه یک لایۀ نازک خاک و کمی آب روی آن بپاشید) که بهترین کود برای باغچه است. از ماندن کیسه های دربستۀ آشغال میوه نگران نباشید، هر چه آشغال میوه بیشتر در کیسه بماند آماده تر برای جذب در خاک و ریشۀ گیاهان می شود.
    از بین اقلام زبالۀ خشک لباس کهنه/پارچه کهنه را دور نریزید. می توانید چند تای آنها را (به ابعاد ۲۰ در ۲۰ سانتیمتر) روی هم گذاشته و به هم بدوزید، که وسیلۀ مناسبی برای برداشتن ماهیتابۀ داغ در آشپزخانه است. می توانید از آنها برای داخل ماشین بجای لنگ استفاده کنید. یا می توانید آنها را جمع کنید و به تعمیرکاران مکانیک اتومُبیل هدیه بدهید. یا می توانید … اما دور ریختن آنها همان اصراف است؛ همان بی توجهی شماست؛ که بسیار مهم است به توجه و مسئولیت پذیری تبدیل شود. وقتی همه به سهم خود مسئولیت پذیر باشند، نتیجۀ آن همکاری چند ملیون نفر در جمع آوری؛ و مانع تراشی برای ازدیاد زباله، خواهد بود.
    از بین اقلام زبالۀ خشک شیشه شکسته را می توانید در ظرفی فلزی دور از دسترس کودکان، جمع آوری کنید و زمانی که ظرف پر شد آن را به شیشه فروش نزدیک منزلتان هدیه بدهید. این کار بهتر از ریختن آنها کنار سطل زبالۀ سر کوچه است، چون شما دارید برای این زباله ارزش قائل می شوید، مطمئناً شیشه فروش هم آنها را به کورۀ ذوب شیشه می رساند. ممکن است به خود بگوئید بفرض من این کار را بدرستی انجام دهم اما در مقابل ۸۰ ملیون نفر دیگر که رعایت نمی کنند؛ ارزشی برای عموم ندارد، این نوع تفکر بسیار رایج است، بطوریکه جمع کثیری از مردم به همین دلیل کار درست را رها کرده و کنار می گذارند. بجای این تفکر ظاهرا هوشمندانه، شما تصمیم بگیرید سهم خود را از این کار درست انجام دهید و تا آنجا که در اقتدارتان سراغ دارید؛ به دیگران نیز آموزش دهید، خواهید دید وقتی دیگران عزم شما را ببینند، آنها نیز آن تفکر ظاهرا هوشمندانه را کنار می گذارند، و بتدریج (نه سریع) تعداد کسانی که کار درست را انجام می دهند، افزایش می یابند؛ گروه شما مانند ریشۀ قارچ، ریشه دوانده و اطراف خود را برای نفرات بیشتر جستجو می نماید.
    در بین زباله های تر ظروف یکبار مصرف آلوده نیز دیده می شود. این زباله در چند سال اخیر رو به افزایش گذاشته است. علت اصلی آن عدم توجه روز افزون به اهمیت کاهش زبالۀ روزانه است. علت؛ در دسترس بودن یا ارزان بودن این ظروف نیست، بلکه علت استقبال مردم از استفاده از این ظروف در مراسم و میهمانی هایشان می باشد. مردم راحت طلبند. دیگر زحمت شستشوی ظروف زیاد بعد از مراسم و میهمانی را ندارند. کافی است تنها مزاحم و مخالفشان که همان وجدانشان است را، سرکوب کنند تا راحت تر باشند، و مردم دارند این کار را بصورت روز افزون ادامه می دهند. شما هم می توانید به راحتی وجدان خود را سرکوب کنید، و همین راه را ادامه دهید، مطمئنا هیچ شخصی به شما حتی اعتراض هم نمی کند، اما خودتان در درون می دانید چرا این کار اشتباه است، می دانید که باعث و بانی تولید این حجم روزافزون زباله ما هستیم نه دیگران. و روزی می رسد که مسئولیت پذیری شما رُشد می کند، آن زمان است که به یاد توصیۀ قدیم وجدان خود می افتید، و شستشوی ظروف را به آلودگی کوچه و محلۀ خود و شهر خود، ترجیح می دهید. خوب همین حالا بیدار شوید؛ به خود بیائید؛ تا بتوانید تصمیم درست را بگیرید، مگر این راحتی چقدر است؟ مگر سختی شستن ۱۰۰ عدد بشقاب و قاشق چقدر است؟ که شما را مجبور کرده راهی به این کژی را بروید. شما نخرید آنها هم ظروف یکبار مصرف را تولید نمی کنند. مگر قدری قدیم تر مردم با کمایدون داخل صف نذری نمی رفتند؟ حالا هم دوباره می توانند کار درست را از سر بگیرند.
    در بین زباله های تر برنج پختۀ اضافی و غذای مانده نیز وجود دارد. اگر بقیۀ زباله ها را اصراف نمی دانید، این دو قلم که از روز ازل اصراف مال بوده اند، اگر به اندازه یا کمی کمتر از نیاز غذا تهیه کنید؛ و از خطر اتهام به خِست نترسید؛ این اندازه غذا روانۀ سطل آشغال نخواهند شد. این غذاهای اضافه غذای موش ها و حشرات موذی و مضر محیط زندگی ماست، آنها دارند از اینها تغذیه می کنند و جمعیتشان روز به روز افزایش می یابد، آنقدر جمعیتشان زیاد شده که ما این روزها به راحتی موش ها را (که از انسان می ترسند و مخفی می شوند) هر روز در کوچۀ خودمان می بینیم. حشرات مضر دیگری نیز دارند تکثیر می شوند که هر کدام بعداً برای ما عوارضی را خواهند داشت. می دانید که شهرداری نیز کم کم دارد از ریشه کن کردن آنها مأیوس می شود. این را روزی وجدان ما نیز به ما می گفت. آیا متهم شدن ما به خِست به این همه عوارض غیر قابل جبران می ارزد؟ حرف چند نفر افراد فامیل که ما را خسیس می خوانند توانسته ما را به این چنین موجودات بی مسئولیتی تبدیل کند. وقتی به خود بیائیم و چند روزی بیندیشیم، میتوانیم چیزی را ببینیم؛ که این افراد فامیل با ترسی که به جان ما انداختند، مانع دیدن آن شدند. البته یادتان باشد غذای اضافه را همیشه می توانید در اولین فرصت به لب و دهان گرسنه ای برسانید. در اینصورت ثواب جای اصراف را می گیرد و وجدان خود را نیز شاد خواهید کرد.
    وقتی به خود بیائیم، وقتی با وجدانمان آشتی کنیم، راه درست را همان وجدانمان به ما نشان خواهد داد. آن زمان مسئولیت پذیر می شویم، و برای همۀ زباله هایمان مصارف درست پیدا می کنیم. تا کی باید دیگران، به ما بگویند راه درست کدام است؟ مگر ما چه کم داریم؟ کافی است به خود بیائیم و چند روز فکر کنیم، بهترین راه حل ها را خواهیم یافت و به دیگران هم یاد خواهیم داد.
    آیا می دانید حدود ۱۰۰~۵۰ سال پیش(زمانی که نفت! نداشتیم) مردم یزد (و بیشتر شهرهای کشورمان) اکثرا کشاورز بودند؛ صبح تاریکی تا ظهر روی زمین و قنات بیل می زدند و کار می کردند و بقیۀ روز را به امور خانه و دامداری و تیمار حیوانات خود رسیدگی می کردند؛ نان روزانه را خودشان می پختند؛ مواد اولیۀ غذائی خود مانند گندم؛ حبوبات؛ صیفی جات؛ و … را همگی خودشان یا اقوامشان می کاشتند و استفاده می کردند؛ پنبه را می کاشتند؛ نخ می ریستند؛ پارچه می بافتند؛ لباس می دوختند؛ گیوه می دوختند؛ … با همۀ این کارها در عرض یکسال حتی یک سطل زباله هم نداشتند. برای تمام زباله هایشان برنامه داشتند و بهترین استفاده را در زندگیشان از آنها می کردند. (در این مورد از مسن تران فامیل بپرسید شاید به شما ایده ای بدهند) پس مطمئن باشید که این ایده عملی است. فقط شمائید که باید آن را دوباره برای خود و دیگران اثبات و عملی کنید.

    • موبایل: ۰۶۱۰۹۸۶۱۹۵۷
  2. مدیر سایت

    سلام آقای کیومرث نمیرانیان عزیز. سپاس از این همه احساس مسئولیت و دغدغه برای حفاظت از شهر و زمین و طبیعت و محیط زیست و حیاتِ کره خاکی. بله حرفهای شما کاملا درسته و به دل میشینه. خیلی ممنون برای این همه اطلاعات مفید و ارزشمند که این طور بی دریغ و از سرِ بیداری وجدان در اختیار ما و خوانندگان مجله اراول قرار دادید. منم با شما کاملا موافقم. بیایید از امروز با خودمان و با هم عهد ببندیم که برای نجات محیط زیست و شهرمان از آلودگی و اسراف، در هیچ تلاشی کوتاهی نکنیم. خدا قوت و ایام به کام. بازم منتظر کامنت های ارزشمند شما هستیم.

    • موبایل: ۰۹۰۳۱۳۱۳۲۰۳