زیبایی طبیعت از نگاه جان راسکین: «در جهان همیشه بیش از آنچه انسان ها قادر… پنجشنبه ۸ آذر ۹۷

زیبایی طبیعت از نگاه جان راسکین:

«در جهان همیشه بیش از آنچه انسان ها قادر به دیدن باشند، دیدنی وجود دارد، مشروط بر این که آرام تر قدم بردارند؛ در حرکت سریع نمی توان بهتر دید. چیزهای با ارزش را باید دید و تعمق کرد، نه اینکه با شتاب از کنارش عبور کرد». این جملات برگرفته از نظریات جان راسکین نویسنده و طبیعت گرای انگلیسی است. بخش عمده آثار او پیرامون این پرسش نوشته شده است که چگونه می توانیم مالک زیبایی طبیعت شویم!

زیبایی طبیعت

جان راسکین، شاعر، فیلسوف، منتقد هنری و نویسنده متولد ۱۸۱۹ میلادی در لندن بود. او به موضوعاتی چون زمین شناسی، معماری، پرنده شناسی، گیاه شناسی و… علاقه داشت. در تمام آثارش بر ارتباط بین هنر، طبیعت و جامعه تاکید می کرد. راسکین از اینکه مردم تا این حد به جزئیاتِ زیبایی طبیعت بی توجه اند رنج می برد. از کوردلی و شتاب جهانگردان مدرن نفرت داشت، به ویژه آن ها که افتخار می کردند که اروپا را ظرف یک هفته با قطار زیر پا بگذارند؛ مثل سفری که آژانس مسافرتی توماس کوک در سال ۱۸۶۲ ترتیب داده بود. حرکت با سرعت ۱۰۰ کیلومتر در ساعت از میان مناظر، حتی یک ارزن آدم ها را قوی تر، شادتر یا عاقل تر نمی کند.

گلوله ای که به سرعت می رود لطفی ندارد و انسان، اگر واقعا «انسان» است، از حرکت آرام زیانی نمی بیند؛ چون سربلندی اش ابدا در رفتن نیست، بلکه در بودن است.

چنان به بی توجهی و عمیق نبودنمان عادت کرده ایم

که اگر بایستیم و به زیبایی طبیعت خیره بشویم،

چنان که طراحی برای کشیدن نقاشی آن منظره نیاز به مکث دارد،

ممکن است غیر عادی و خطرناک جلوه کند. شاید دیگران

نگاه بدی به ما داشته باشند. راسکین که خود طرح ها و نقاشی هایی

دقیق از سنگ ها، پرندگان و خلاصه زیبایی طبیعت می کشید،

گفته است: «برای کشیدن یک درخت دست کم ۱۰ دقیقه تمرکز لازم است؛

پس آیا برای عابری در حرکت که به تماشای زیباترین درخت ایستاده بیشتر از یک دقیقه وقت لازم نیست»؟

راسکین، میل به سفرهای عجولانه و مقصدهای

دور را از این می دانست که آدم ها قدرت درست

لذت بردن را ندارند. نتیجه این شیوه هم

لذت نبردن از جزئیات است.

 

توصیف واقع گرایانه راسکین از مناظر طبیعی شگفت انگیز بود. در کوه های آلپ، درخت های کاج و صخره ها با اصطلاحات روان شناسی تشریح می کند: «هرگز نمی توانم لحظه ای بدون شگفت زدگی زیر صخره ای در آلپ بایستم. به بالا و کاج هایشان می نگرم که بر پرتگاه های خطرناک و دست یافتنی دیواری عظیم قامت برافراشته اند، در کثرتی آرام، هر یک مانند سایه کناری اش – بلند قامت و ثابت- بدون شناختی از یکدیگر»

«دستت به آن ها نمی رسد.

نمی توانی صدایشان کنی،

صدای انسان هرگز به درخت ها نرسیده،

درخت ها ورای تمام صداها هستند مگر صدای باد.

هیچ پایی هرگز برگ های فروریخته آن ها را لگد نکرده.

در مجموع ناآرام ایستاده اند، لیکن با چنان اراده ای آهنین

که صخره در کنارشان به نظر متزلزل و خمیده می شود.

در مقایسه با نیروی سیاه زندگی ظریف و

غرور یکنواخت سرافرازشان، شکننده، ضعیف و مرددند».

مجله گردشگری اراول

 


عفیفه خدنگی – ۶ آذر ۹۷- منبع: در باب هنر و زندگی، جان راسکین

۱+

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

0 دیدگاه