گفت و گویی صمیمی با استاد ممتاز خوشنویسی و کارآفرین برتر حسن عطاریان، استاد ممتاز… دوشنبه ۲۶ فروردین ۹۸

گفت و گویی صمیمی با استاد ممتاز خوشنویسی و کارآفرین برتر

حسن عطاریان، استاد ممتاز خوشنویسی، جوانی کارآفرین، پر انرژی، خلاق و موسس شرکت «دست ساز گوهر خط طاه» است. پشتکار و علاقه او در راه اندازی کسب و کارهایی در زمینه هنر و صنایع دستی به خصوص در زیورآلات و مشبک سنگ هرکاره سبب شد امروز سری به او بزنیم. او که فراز و فرودهای زیادی پشت سر گذاشته در این مسیر راه های بسیاری را هموار کرده است. داستان زندگی عطاریان و چگونگی تبدیل شدنش از کارگری ساده به یک کارفرما و استاد تمام هنری شنیدنی است. در خانه تاریخی ملک او را دیدیم و انرژی و شور و حال استاد انگیزه هایمان را زیاد کرد.

مصاحبه مجله گردشگری اراول با استاد عطاریان را در ادامه بخوانید.

مشبک سنگ

لطفا خودتان را معرفی کنید و رشته هنری تان را بگویید.

حسن عطاریان شاندیز هستم، متولد ۱۳۶۱. در مشهد در خانواده ای مذهبی به دنیا آمدم.

از ابتدای کودکی جزو بچه های شیطان خانواده بودم. پدرم در کلاس های

خوشنویسیِ مرحوم موسوی خطاط شرکت می کرد و به همین دلیل من هم از سن ۳-۴ سالگی با ابزار خوشنویسی انس گرفتم.

ما ۴ برادر بودیم. برادر بزرگترم هم خوشنویسی می کرد ولی پدرم از همان ابتدا نظرش این بود که من بهتر و خوش تر می نویسم. تشویق های او باعث شد از همان سنین جرقه های علاقه به این هنر در من شکل بگیرد.

مشبک سنگ

جنابعالی استاد ممتاز خوشنویسی هستید. از چه زمانی آموزش در این رشته را شروع کردید؟

از آغاز کودکی بیشتر از درس به هنر، کار و فعالیت علاقه داشتم.

از کلاس پنجم به بعد نصف روز درس می خواندم و نصف روز کار می کردم.

البته کار من مرتبط با هنر خوشنویسی نبود؛ کار فنی می کردم و حدود ۱۱ سال در کار سیم کشی الکترو موتور، ژنراتور و ترنسفورماتور بودم. برای شروع آموزش خوشنویسی هم با مشکل مواجه بودم؛

خانواده نسبتا مستضعفی داشتم و برای پدر روحانی ام ممکن نبود که مرا در کلاس

خوشنویسی ثبت نام کند. خودم هم دلم نمی آمد از او این درخواست را بکنم.

نذر کردم که اگر شرایط مهیا شود و بتوانم به کلاس خوشنویسی بروم یک سال صبح های جمعه به حرم امام رضا(ع) مشرف شوم و همین کار را هم کردم.

مشبک سنگ

از محضر چه اساتیدی استفاده کردید؟

برای دوره آموزشی به انجمن خوشنویسان در خیابان صاحب الزمان رفتم

و خدمت استاد مظفری شرفیاب شدم. آنجا یک ترم دوره متوسط را آموزش دیدم. اواسط ترم کمی تنبلی می کردم و تمرین ها را انجام نمی دادم.

استادم دو جمله گفتند که تا امروز همچنان در ذهنم مانده است.

اول اینکه اعتراض کردند که خدا این استعداد را به تو داده و اگر از آن درست

استفاده نکنی بازخواست می شوی! دیگر اینکه گفتند

از کجا معلوم در آینده رزق تو از طریق خوشنویسی به دست نیاید. استاد مظفری خیلی هوشمندانه این تذکر را دادند. من بعد از حدود ۲۰ سال هنوز آن حرف در خاطرم مانده است.

در دوره متوسط رتبه اول را آوردم و نمره ۱۹ را کسب کردم.

با این حال به دلایل مختلف از جمله دغدغه های مالی کلاس ها را ادامه ندادم

ولی خودم هر روز قلم و مرکبم همراهم بود. هر جا که می رفتم حتی

در مغازه ای که شاگرد بودم تمرین خط می کردم. تا اینکه زمان سربازی ام رسید.

در آن دوران مقطع خوش را در نیشابور آزمون دادم و باز هم رتبه اول را کسب کردم.

بعد از سربازی به صورت جدی تر خط را ادامه دادم. دانشگاه هم شرکت کردم

و در دانشگاه چناران مدیریت آموزشی می خواندم، ولی بعد از ۴ ترم چون

وارد زندگی مشترک شده بودم و دغدغه های زیادی داشتم درس را رها کردم.

سال ۸۳ در شرکت الکتریک خودروی شرق استخدام شدم و به مدت ۸ سال کارگر بودم.

ساعت هایی که دیگران روزنامه می خواندند من خط کار می کردم. با مقطع خوش در شرکت آغاز به کار کردم و با فوق ممتاز خارج شدم.

یک سال کلاس های استاد کیخسرو خروش را شرکت کردم و از کلاس های اساتیدی مثل ذوالریاستین، جافری و قنبر پور بهره بردم.

مشبک سنگ

از تحولی که در زندگی تان رخ داد صحبت کنید. چه اتفاقی افتاد که به شکل جدی وارد کار هنری شدید؟

از سال ۸۸ با آقای دکتر آزمندیان آشنا شدم و فایل های صوتی تکنولوژی فکر ایشان

را گوش می دادم. تحول بزرگی که در زندگی من اتفاق افتاد با گوش دادن

به آن سی دی ها بود. ایشان می گفتند جایگاه شما بیش از این چیزی است که فکر می کنید. من هم تصمیم گرفتم به جای اینکه کارگر باشم کارفرما شوم. ایشان در

صحبت هایشان می گویند برنامه ریزی هفت ساله داشته باشید. من هم برنامه ریزی هفت ساله خودم را مکتوب کردم. برای خودم اهداف و خرده هدف هایی مشخص کردم و بعد از ۷ سال به همه آن اهداف رسیدم و حتی یکی از آن ها نبوده که به آن نرسیده باشم.

بعد از ۸ سال که در آن شرکت کار می کردم به صورت اتفاقی یکی از همکاران به من گفت: «تو که خطت خوب است برو حکاکی را یاد بگیر». ایشان منظورش حکاکی روی خودکار بود و می گفت هر خودکار ۵۰۰ تومن

به تو پول می دهند. «بیا برو بازار رضا و روزی چند ساعت کار کن و در آمدت را افزایش بده». من خوشم آمد. یک روز در بازار دور می زدم که چشمم به نگین های حکاکی شده پشت ویترین مغازه ها افتاد. وقتی قیمت گرفتم متوجه می شدم قیمت های آن ها خیلی زیاد است. متعجب شدم.

تصمیم گرفتم حکاکی را یاد بگیرم ولی هر جا می رفتم آموزش نمی دادند

و جلوی چشم کار نمی کردند. آن هایی هم که آموزش می دادند هزینه های خیلی زیادی برای این کار دریافت می کردند. بین ۱۵ تا ۲۵ میلیون تومان برای آموزش حکاکی روی نگین دریافت می کردند. من هم

درگیر مسائل اول زندگی بودم و برایم مقدور نبود که این میزان برای آموزش

حکاکی هزینه بکنم. حکاکی روی نگین تقریبا یک سرّ به شمار می آمد و به همین دلیل با چنین هزینه هایی آن را آموزش می دادند

و یا اصلا این سرّ را بر ملا نمی کردند. ولی من فاتحه این سِرّ را خواندم و آن را فاش کردم.

مشبک سنگ

چگونه توانستید هنر حکاکی روی نگین را یاد بگیرید؟

من خودم وارد عمل شدم ولی به سختی کار پیش می رفت. از آنجایی که اعتقاد داشتم

تا از یک کار بیرون نیایی نمی توانی به شکل جدی روی کار دیگری متمرکز شوی خودم

از شرکت بیرون آمدم تا وارد کار حکاکی بشوم. نزدیک ترین افراد به من می گفتند این کار را نکن ولی من اعتقادم این بود که تا زمانی که پشتم به حقوق آن شرکت گرم باشد تلاش جدی نمی کنم و نمیتوانم در حکاکی موفق شوم.

بیش از دو ماه درگیر این بودم که این نگین را روی چه چیزی ثابت کنم تا روی آن حکاکی انجام دهم. حتی با نزدیک ترین دوستان و هم دوره ای های خوشنویسی که وارد هنر حکاکی شده بودند

تماس گرفتم و پرسیدم از چه مته ای باید برای این کار استفاده کنم

ولی می گفتند نمی توانیم بگوییم؛ سرّ است. نهایتا با واسطه و رابطه با آقایی آشنا شدم و ایشان در قبال دریافت ۵ میلیون تومان ۴ جلسه یک ساعته به من آموزش دادند ولی ایشان هم در کارگاه خودشان من را راه ندادند بلکه به منزل ما آمدند.

اولین کاری که روی نگین انجام دادم ایشان مستقیما و بدون اینکه روی آن دست ببرند وارد بازار کردن د ولی جلسه دوم و سوم گفتند کارت ضعیف شده و شروع به ایرادگیری کردند. من هم به ایشان گفتم بگویید

اگر من واقعا به درد این کار نمی خورم وقتم را بیخود تلف نکنم و وقت شما را هم نگیرم.

ایشان هم گفتند تو به درد این کار نمی خوری و بهتر است این کار را کنار بگذاری. شاید بیش از ۳-۴ روز من در کُمای فکری بودم. درآمد ما شده بود حقوق ۱۵۰ تومانی همسرم که کمک دندانپزشک بود و خانه ای ۴۰ متری داشتیم. در این اوضاع شغلم را نیز از دست داده بودم.

مشبک سنگ

در این زمان شوک بزرگی به من وارد شد. همسرم که برای من پشتوانه محکمی بود گفت:

« استادت احساس خطر کرده که این حرف را به تو زده وگرنه چرا چند نگین اولیه تو را بدون اینکه دستی روی آن ببرد وارد بازار کرد! بلند شو، یا علی بگو و کارت را شروع کن». این صحبت ها من را دلگرم کرد

و دوباره کار را از سر گرفتم. این بار شبانه روز وقتم را روی حکاکی گذاشتم

و دنبال بازاریابی برای کارهایم گشتم. شاید سه چهار ماه بیشتر نگذشت که با آقایی آشنا شدم که گفت حاضرم برای تعداد ۱۰۰۰ نگین با شما قرارداد ببندم و دانه ای ۳۵ هزار تومن از شما کارها را بخرم.

کار را شروع کردم و خیلی رضایت بخش بود. دیگر کار از عهده یک نفر بر نمی آمد.

به همین دلیل من تصمیم گرفتم آهسته آهسته آموزش بدهم. یکی یکی همکاران اضافه شدند.

تا سال ۹۳ یا ۹۴ تعدادمان ۶ نفر شد و هر بخش را یک نفر انجام می داد.

در واقع یک خط تولید درست کردم. اواسط کار بودیم که متوجه شدیم

این آقایی که با ما قرارداد بسته از شرایط سوء استفاده می کند

و چون با هم به توافق نرسیدیم آن قرارداد فسخ شد. به همین دلیل گروهمان متلاشی شد، هر کسی دنبال کار خودش را گرفت و تمام زحمات من به باد رفت.

سیستم حکاکی در مشهد و در کل کشور به این صورت است که هر حکاک فقط می تواند با یک نفر در بازار کار کند.

چه فضای مافیایی!!

بله فضا کاملا مافیایی است و اجازه این کار را نمی دهند. عموما حکاک ها به همین شکل کار می کنند. من تصمیم گرفتم برای اولین بار این مافیا را بشکنم و خودم مستقیما با هر کس که دوست داشته باشم کار کنم.

به محض اینکه به دوستانی که با آن ها کار می کردم خبر رسید شروع کردند

به سنگ اندازی کردن، خراب کردن کار و ایجاد برندهای تقلبی. من مقاومت کردم

و کارهایم را به قیمت واقعی وارد بازار کردم و با برندسازی کردن و کارهایی از قبیل بسته بندی و ضمانت و… کارم را ممتاز کنم.

مدتی در مجتمع آرمان مغازه زدم و از آنجا وارد خانه ملک شدم.

سال ۹۳ یا ۹۴ موفق شدم اولین دارنده نشان ملی مرغوبیت در رشته حکاکی گوهرسنگ در کل کشور شوم. تا سال گذشته این نشان تنها از آن من بود و از آن تاریخ آقای طباطبائی هم این نشان را کسب کردند.

یک سال بعد اسم من در کنار ۱۹ حکاک معاصر در کتاب دانشنامه مهر حکاکی نوشته استاد محمد جواد جِدی به عنوان نفر بیستم قرار گرفت. در آن لیست من جوان ترین حکاک بودم.

چگونه قلمزنی زیورآلات و هنر مشبک سنگ را فراگرفتید؟

همزمان با کارهای قبلی کلاس های قلمزنی استاد یساول را شرکت کردم و به قلمزنی زیورآلات نیز مشغول شدم. در این رشته گواهی استادی گرفتم. کلاس های مشبک ایشان را شرکت کردم و گواهی آن رشته را هم گرفتم.

دوره های طراحی زیورآلات را هم رفتم. در این مدت دوباره شروع به تیم سازی برای مشبک سنگ هرکاره کردم

و با تجربه ای که از قبل داشتم سعی کردم خطاهای سری قبل را تکرار نکنم. حدود ۱۰ نفر مستقیما در رشته حکاکی مشاغل خانگی مشغول به کار شدند و همین الان هم هنوز مشغول به کار هستند.

مشبک سنگ

چه شد که به فکر مشبک سنگ هرکاره افتادید؟

دو سال گذشته در خانه ملک با حضور استاد خادم با سنگ های هرکاره از نزدیک بیشتر آشنا شدم. احساس می کردم این سنگ ها پتانسیل خیلی بیشتری دارد. من قبلا مشبک را روی نقره انجام می دادم.

کلاس مشبک نقره خیلی به من کمک کرد و آن کلاس بود که این جرقه

را در ذهن من ایجاد کرد که می توانم همان مشبکی که به آن ریزی زیر میکروسکوب انجام می دهم

در سایز خیلی بزرگتر روی سنگ انجام بدهم. این مشبک را به صورت

حجمی و سه بعدی کار کردم و نهایتا مشبک سنگ و مشبک سنگ هرکاره ایجاد شد.

مشبک سنگ هرکاره در طول تاریخ سابقه نداشت. شاید در جاهای دیگر

سنگ هر کاره مشبک شده بود اما به عنوان خط و با ظرافت این اتفاق نیفتاده بود.

مشبک سنگ

چرا به فکر نگارگری روی سنگ های هرکاره افتادید؟

۷۰ سال پیش استاد جهانگیری از اصفهان به مشهد می آید و روی سنگ های هرکاره نوآوری انجام می دهند وسیاه قلم را ابداع می کنند. روی سطح سنگ را سیاه می کنند و با قلم ها فولادی آن را می تراشند. در طول ۷۰ سال این کار مرتب تکرار شد. بازار این سنگ ها هم قبلا در کوهسنگی مشهد بود. من درباره این موضوع خیلی کنجکاو شدم و تحقیق کردم که چرا دیگر از این هنر استقبال نمی شود! متوجه شدم مردم دیگر از حالت سیاه سفیدی خارج شده اند.

شاید تا ۱۰-۱۵ سال پیش حتی پوشش مردم مشکی یا تیره بود ولی این سال ها کم کم مردم به سمت رنگ های شاد رفته اند. سیاه قلم هم هنری سیاه سفید است.

هنری فاخر است ولی اگر بخواهد وارد زندگی مردم شود

باید به روز و متناسب با سلیقه مردم گردد. شاید با ۱۰ استاد پیشکسوت نگارگری

در این زمینه صحبت کردم و تصمیم گرفتم برای اولین بار رنگ را وارد این سنگ ها کنم.

هیچ کدام حاضر نشدند تایید کنند و همه این کار را رد کردند و

گفتند جواب نمی دهد و خوب از آب در نمی آید ولی بعد که کارهای مشبک سنگ هرکاره که نگارگری هم شده بود دیدند نظرشان عوض شد.

مشبک سنگ

پس شما تصمیم گرفتید روی سنگ های سیاه از نگارگری و رنگ های شاد استفاده کنید.

علاوه بر نگارگری کارهای دیگری نیز کردیم. وقتی به این سنگ ها رنگ مشکی می زدند

بافت و رنگ خدادادی خود را از دست می دادند. رگه های اصلی سنگ مخفی می شد. من می خواستم سطح سنگ حفظ شود ولی رگه ها بیشتر دیده بشود.

بنابراین رنگ را به شکلی استفاده کردیم که سطح کار کلا پوشیده نشود.

این دومین ابتکاری بود که ما به خرج دادیم.

در حین انجام کار ضعف هایی در این سنگ شناسایی شد.

اول اینکه تراشنده هایی که کار خام را بخواهند بتراشند با وزن

سنگین آن مواجه می شوند. این سنگینی فروش آن را هم پایین می آورد.

ما سعی کردیم کار را سبک کنیم. تصمیم گرفتیم زیرساختش را هم صفر

تا صد خودمان به دست بگیریم. الان زیرساختش آماده شده است.

دستگاه تراشکاری اش را خودم با تجربه فنی دوره هنرستان ساخته ام.

یکی دیگر از ضعف های هر کاره بسته بندی بود که ما این مشکل

را هم حل کردیم و بسته بندی های مخصوص برای کارمان تهیه کردیم و

آن را هم در خط تولید قرار دادیم. خدمات پیش از فروش و پس از فروش را قرار دادیم.

تولیدات ما لاکچری محسوب می شود و خدمات کاملی هم دارد.

همزمان تبلیغات در فضای مجازی را به راه انداختیم. این کار را هم

برای زیورآلات هم برای سنگ های هرکاره انجام دادیم. زمین را در

بلوار توس خریداری کرده ام و آلاچیق هایی آنجا ساخته شده که

مردم بیایند و مراحل ساخت کار را ببینند. دو ماه است که از آزمون

و خطا در آمده ایم و با دو تیم طراحی صنعتی خبره وارد کار شده ایم.

من در طول ۳۶-۳۷ سال زندگی همیشه به ندای درونی ام گوش داده ام.

هیچ کس نتوانسته مرا به کاری مجبور کند مگر اینکه خودم خواسته باشم.

بنابراین برای شکست هایم کسی را محکوم نمی کنم و

برای موفقیت ها هم خودم موفق شده ام. الان در حال راه اندازی خط تولید

کارهایمان در بلوار توس هستیم و درخواست نیرو و کارآموز داده ایم.

استاد عطاریان از مصاحبت با حضرتعالی و آشنایی با هنر مشبک سنگ هرکاره بسیار خرسند شدیم. امیدواریم حضور جوانان پر شور و هنرمندی مثل شما در مشهد هر روز پر رنگ تر شود و مشکلات پیش رویتان برطرف گردد. 

به زودی مجموعه ای مرتبط با هنرها و صنایع دستی

ذکر شده به همت استاد عطاریان در بلوار توس مشهد

راه اندازی می شود و علاقمندان می توانند مراحل مختلف

ساخت و تولید این رشته های صنایع دستی را در آنجا مشاهده کنند.

 

 


عفیفه خدنگی | ۶ فروردین ۹۸

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

0 دیدگاه