تور مشهد با حمید عربلین؛ عکاس قدیمی مشهدی تقریبا نزدیک ده سال است که در… سه شنبه ۲۰ فروردین ۹۸

تور مشهد با حمید عربلین؛ عکاس قدیمی مشهدی

تقریبا نزدیک ده سال است که در این محله زندگی می کنیم ولی تا به این عکاس قدیمی مشهدی را نمی شناختم. خیلی وقت ها از بلوار زکریا که حالا به نام برادران شهید خلیلی نامیده شده عبور کرده ام. همیشه آن عکاسی کوچک را که یک پله می خورد و پایین می رود از دور می دیدم ولی سوت و کوری آن باعث می شد اصلا توجه ام به آن جلب نشود.

چندی پیش برای کپی گرفتن مدارکم سوار ماشین شدم که به خیابان تقی آباد بروم ولی یک دفعه نظرم عوض شد و تصمیم گرفتم از این عکاسی هم سوالی بپرسم به امید اینکه دستگاه کپی داشته باشد. رفتم و خوشبختانه مرد مسنی که آنجا بود این کار را انجام می داد.

در مدت زمانی که مدارکم را برای کپی در اختیار او گذاشته بودم عکس های روی دیوار عکاسی توجه ام را جلب کرد. عکس هایی خیلی قدیمی و سیاه و سفید که بزرگ شده بود و خانواده ای را نشان می داد؛ پرتره های ریز و درشت با ژست های متفاوت از سایر آتلیه ها. عکس های قدیمی و جدید کاملا مشخص بود که توسط عکاسی حرفه ای گرفته شده است چون از لون دیگری بود. وقتی از پیرمرد راجع به عکس ها سوال کردم متوجه شدم او یکی از عکاسان قدیمی و مشهور مشهدی است و عکس های سیاه و سفید هم متعلق به خانواده اوست. فهمیدم که عکاسی در خانواده آن ها ریشه دار بوده است.

همین سوال کوچک باعث شد نزدیک یک ساعت گفتگوی من با او طول بکشد و قرار یک مصاحبه را برای مجله با او بگذارم. در عکاسی کوچک او صفحه هایی مهم از تاریخ و هنر مشهد را می توان به عینه مشاهده کرد. پاتوق آقای عربلین حس و حال خوبی دارد و مطمئنم شما هم با سر زدن به آن لحظاتی خوش را در کنار این مرد خوش ذوق و قریحه تجربه خواهید کرد. متن مصاحبه را در مجله گردشگری اراول از دست ندهید.

 

-آقای عربلین لطفا خودتان را معرفی کنید.

حمید عربلین هستم؛ عکاس قدیمی مشهدی. من ۵-۶ دوره عکاسی را گذرانده ام: فوری قدیم، برقی، غیر فوری، فوری های دیجیتال، فوری های پولاروید و عکس های دیجیتال که در ۱۰-۱۵ سال اخیر مرسوم شده است. تا کلاس ششم دبستان درس خواندم ولی اول دبیرستان را تمام نکردم چون همیشه همراه پدرم که عکاس بود می رفتم و به این شغل علاقمند شده بودم.

از سال ۳۶-۳۷ همه چیز را از پدرم یاد گرفتم و رسما وارد کار عکاسی شدم. در آن زمان با پدرم کنار همین دوربین فوری شروع به کار کردم. تا حدود سال ۴۰ این کار را داشتم ولی بعدها شغلم را عوض کردم. قبلا دوربین های سه پایه بود. در مصاحبه های قبلی که تاریخ عکاسی مشهد را گفته ام دوربینم را نشان دادم. تا قبل از سال ۴۰ کل عکاس های فوری کار مشهد ۲۰ و چند نفر بیشتر نبودند. دو سه نفر هم کار غیر فوری می کردند؛ یعنی همین پرتره های امروزی.

عربلین

-در آمد شما به عنوان یک عکاس قدیمی مشهدی تنها از راه عکاسی بود؟

بنده علاوه بر عکاسی شغل ثابت دیگری هم داشتم و کارمند دانشگاه علوم پزشکی بودم ولی از همان ابتدا مغازه عکاسی را هم داشتم. مدتی عکاسی حرم بارگاهی داشتم و دم حرم نزدیک بازار بزرگ کار می کردم. سال ۵۱ مغازه ای در اول موزه گرفتم به نام عکاسی کریستال. جایی که الان داخل صحن افتاده است. من دو سال آنجا کار می کردم. این خیابان در زمان آقای ولیان خراب شد.

بعد از آن حدود ۱۹ سال مغازه ای در خیابان طبرسی داشتم و عکاسی برقی می کردم. پرده حرم بارگاه را می گذاشتیم و در مغازه از زائران و علاقمندان عکس خانوادگی می گرفتیم و ولی چون آن خیابان به خرابی خورده بود مجبور شدم نقل مکان کنم.

چون منزلم هم در همین خیابان کوهسنگی بود مغازه ام را به اینجا آوردم و عکاسی غیر فوری دایر کردم. از سال ۶۷ مغازه ام را به اینجا آوردم ولی خودم پیش از این تاریخ سال ها در همین مکان منزل داشتم. هزاران حلقه فیلم دارم؛ می دانید که سابقه یک عکاس به فیلم هایی است که دارد.

مدتی هم کار آماتوری می کردم و در پارک ها و فضاهای عمومی عکس می گرفتم.

-زمانی که اطراف حرم کار می کردید بیشتر با گردشگران و مسافران در ارتباط بودید، درست است؟

بله درست است. آنجا مشتری های ما تماما زائران حرم امام رضا (ع) و مسافران بودند ولی در مکان فعلی مشتری هایمان محلی شده اند.

من حدود ۲۰۰۰ عکس دارم. شاید نزدیک به ۱۰۰ نوع دوربین، انواع ویترین های عکس و… دارم که از ابتدای کارم آن ها را نگهداری کرده ام.

-از این شغل در خانوده تان بگویید.

پدر من هم تقریبا این کاره بود. عکس های ایشان موجود است. در سال ۱۳۱۹ ایشان عکاسی را در مشهد شروع کردند. شخصی به نام آقای محمدی برای کار از شاه عبدالعظیم تهران به مشهد آمده بود. شغل او عکاسی بود. پدرم او را می بیند و از وی می خواهد که عکاسی را به او آموزش بدهد. در آن زمان پدربزرگم در آستان قدس کار نقاشی می کردند؛ نقاشیِ کاشی کاری های صحن نو و صحن سقاخانه کار پدربزرگ من بوده است. اگر زیر آن کاشی ها را دقت کنید می بینید نوشته شده قلم عربلین یا قلم عربلین تبریزی.

آقای محمدی از پدرم می خواهد در ازای یاد دادن عکاسی به او از پدرش بخواهد کاری برایش انجام دهد. او می گوید پرده ای از حرم بارگاه برای من بکشید. این پرده که مربوط به ۷۵ سال پیش است الان دست من است و عکسی هم از آن تهیه شده است. پارسال هم از زیباسازی شهر تهران از آن پرده عکس گرفتند و در ۳۵ نقطه از تهران بنری از آن نصب کردند تا مردم جلوی آن عکس بگیرند.

عربلین

شغل پدرم در ابتدا قالیبافی بود. کارخانه قالیبافی داشت. بعد سراغ عکاسی رفت. پدرم در عکاسی خیلی موفق بود. چه برای عکس برقی، چه عکس فوری و هر نوع عکسی همه را معرفی می کردند که سراغ پدر من بیایند. ایشان عکس های قشنگی می گرفت و کارش خیلی تمیز بود. تا پیش از خرابی های اطراف حرم مغازه ایشان دایر بود و کار می کردند.

عربلین

عکس های جنابعالی راجع به مشهد و رویدادهای مختلف معمولا در موزه ها و نمایشگاه های شهری در معرض دید عموم قرار می گیرد. اگر امکان دارد در خصوص این عکس ها توضیحاتی بدهید.

من عکس های قدیمی ام را اکثرا بزرگ کرده ام. بعضی عکس های سیاه سفید را با دست رنگ کرده ام.

آقای عربلین عزیز در ادامه گفتگو آلبوم های متعددی از عکس های خودشان از مشهد، از رویدادهای شهر و یا عکس هایی که رنگی کرده اند برایم با ذوق و شوق و بدون تکبر نشان دادند. بعضی دوربین های قدیمی را در مغازه پشت آتلیه نگه می داشتند ولی می گفتند شاید صد رقم دوبین هم در منزل نگه می دارند.

عربلین

-استقبال مردم از عکاسی از گذشته تا کنون چگونه بوده است؟

در گذشته استقبال مردم مشهد خیلی خوب بود. بر عکس الان

که اصلا ما کاری برای انجام دادن نداریم. این روزها ما نشسته ایم

و به آسمان نگاه می کنیم. حتی همین مغازه من در گذشته رونق بیشتری داشت.

در گذشته اول سال تحصیلی موج بزرگی از خانواده ها برای گرفتن

عکس ۳ در ۴ به عکاسی ها مراجعه می کردند. در سایر فصول سال هم

همینطور بود ولی کم کم بعضی دانشجویان به مدارس می رفتند و

پیشنهاد می دادند از دانش آموزان عکس بگیرند و آرام آرام کار ما مغازه داران از رونق افتاد.

عربلین

این هنر خراب شده است. چند ماه پیش صنف عکاسان جلوی

استانداری تجمع کرده بودند و حرکتی اعتراض راه انداخته بودند.

ولی رئیس اتحادیه گفت من نمی توانم مقابل این مسئولین بایستم.

الان برای عکس های کارت ملی و گذرنامه و… خودشان عکس های

بی کیفیتی می گیرند که نه روتوش می شود و نه روی آن کار می شود.

اصلا به هنر عکاسی توجهی ندارند. با وجود این اوضاع مالیات های عجیب و غریب هم برای ما می آید.

عکاسی در مشهد مُرده است. درآمد ما این روزها گرفتن

یکی دو تا عکس در روز و گرفتن فتوکوپی است.

دلیل اینکه من این روزها هنوز مغازه ام را دارم این است

که اجاره نمی دهم ولی آن هایی که مستاجر بوده اند اکثرا مغازه هایشان را تعطیل کرده اند.

عربلین

این عکاس قدیمی مشهدی برایم از تختی گفت

آقای عربلین علاقه خاصی به جهان پهلوان تختی دارد.

این علاقه و عکس هایی که از تختی جمع آوری کرده باعث شده

مصاحبه هایی هم با موضوع تختی در روزنامه های مشهد

از او منتشر شود. نمی دانم داستانش چیست ولی وقتی

از پهلوان سخن می گوید بغض می کند و اشک در چشمانش جمع می شود.

روزی که این عکاس قدیمی مشهدی را دیدم چند روز قبلش فیلم «تختی» به کارگردانی

بهرام توکلی را در سینما دیده بود. او شعری طولانی از مهدی

سهیلی درباره تختی را با احساسی تمام برای من خواند.

حالم در عکاسی او حسابی خوب بود.

عربلین

امیدوارم روزی عکس ها، دوربین ها و

مجموعه ای که این عکاس قدیمی مشهدی جمع آوری کرده در موزه ای

مستقل به نمایش در آید. مشهد به اینگونه

پاتوق ها خیلی نیاز دارد.

 

برای رزرو تور مشهد و استفاده از خدمات اراول با شماره ۳۸۰۶۹ – ۰۵۱ تماس بگیرید.

 


عفیفه خدنگی | ۱۷ فروردین ۹۸

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

0 دیدگاه