تور مشهد | قلمزنی هر کاره در کارگاه استاد خادم من و همکارم خانم خسروی،… یکشنبه ۲۲ اردیبهشت ۹۸

تور مشهد | قلمزنی هر کاره در کارگاه استاد خادم

من و همکارم خانم خسروی، در خانه ملک با آقای امیر رضا خادم آشنا شدیم. تعطیلات نوروزِ امسال(۹۸) برای تهیه گزارش به این خانه تاریخی رفته بودیم که متوجه شدیم حضور او در این خانه تاریخی از همه هنرمندان پر رنگ تر است. وارد خانه ملک که می شوی اتاق سمت چپ در اختیار اوست. پشت میزش نشسته و مشغول قلمزنی هرکاره است. با این همه خود را به این اتاق محدود نکرده و مدام در تکاپو است. قلبش برای تک تک هنرها و صنایع موجود در خانه ملک می تپد.

تصمیم گرفتیم مصاحبه ای با او درباره خودش و هنر قلم زنی هرکاره (سِرپانتین) داشته باشیم. سنگ هرکاره تنها در معادن مشهد یافت می شود و این هنر تنها به دست چندین هنرمند انگشت شمار در همین شهر زنده نگه داشته شده است. اگر علاقه به موضوعاتی مرتبط با تور صنایع دستی مشهد دارید مصاحبه امروز را درباره تاریخچه این هنر و اوضاع احوال گذشته و حال حاضرِ هنرمندان این رشته از دست ندهید. این مصاحبه را در ادامه بخوانید.

خرید مستقیم و رزرو آنلاین تنها از طریق وب سایت اراول

 

آقای خادم لطفا از خودتان بگویید.

من امیر رضا خادم شرقی هستم. ۵۰ سال سن دارم و حرفه اصلی من قلم زنی روی سنگ است. این کار را از پدرم یاد گرفتم که جزو اولین افراد در این رشته بود. مدتی در خیابان کوهسنگی و بازار سنگتراش ها این کار را انجام می دادم ولی این روزها در خانه ملک کار می کنم. کار روتین ما زدن احجام سنگی است. می نشینیم اینجا و قلمزنی هرکاره انجام می دهیم. گاهی پیش می آید که شاگرد می گیریم و آموزش می دهیم.

درباره جنس این سنگ ها و نوع کاری که روی آن انجام می شود توضیح دهید.

سنگی که از معدن بیرون می آید خاکستری رنگ است و اسمش سِرپانتین است. سرپانتین چندین مدل دارد. نمونه های این سنگ جز در مشهد تا به حال در جای دیگری پیدا نشده است. من خودم تا به حال سنگی با این کیفیت و نرمی جای دیگری جز شهر خودمان ندیده ام نه در ایران نه در خارج از کشور. علت منحصر به فرد بودن این رشته همین است. شاید یک قلمزن همه جای دنیا پیدا بشود ولی این سنگ هر جایی وجود ندارد.

تراشنده ها سنگ را از معادن مشهد تهیه می کنند. تراشکاری روی سنگ عموما به علت گرد و غبار زیاد اطراف شهر انجام می شود. ما قلمزن ها هم سنگ را به تراشکاران سفارش می دهیم. مثلا می گوییم برای ما یک سمارو، چند بشقاب و… آماده کن. دستگاه های آن ها مثل دستگاه های خراطی است. مثل دستگاهی که قلیان را می تراشد.

کار را آن ها می تراشند و ما روی آن سنگِ تراشیده شده نقوشی با قلم حک می کنیم.

ابتدا روی سنگ را با رنگ سیاه می پوشانیم. علت این است که ما همه رنگ ها را امتحان کرده ایم و دریافتیم رنگ مشکی بیشترین سایه روشن را دارد. ابزار کار ما دو قلم فولادی است. با این قلم ها با دست نقوش را ایجاد می کنیم.

البته بعضی افراد با فرز این کارها را انجام می دهند ولی فرز برای طرح زدن به هیچ عنوان خوب نیست.

بیشتر برای کارهای بازاری مثل شکلات خوری و قندان کاربرد دارد.

۸۰ درصد طراحی ها کنده کاری دارد. زمینه اش کنده می شود و بعد سایه می خورد.

اگر کار عمقی باشد چکش هم استفاده می شود وگرنه همان کار را می توان با چند حرکت بدون چکش انجام داد و آلودگی صوتی هم ندارد.

الان شاید دو سه نفر بیشتر نباشند که با قلم و دست کار قلمزنی هرکاره را انجام دهند.

طراحی ما دو نوع است. یک نوع بداهه است و مشتمل بر طرح های تکراری مثل تخت جمشید، گل و مرغ، مینیاتور و… است.

۹۰ درصد کارها همین شکل است.

در این میان ۱۰ درصد هم کارهای سفارشی است.

سفارش های مختلفی می دهند، از چهره و پرتره تا لوگو و خطوط مختلف.

قلمزنی هرکاره

درباره آغاز شکل گیری هنر قلم زنی هرکاره توضیح دهید.

پدر من و چند نفر دیگر به وجود آورندگان اصلی این هنر هستند.

آغازگر این کار شخصی به نام آقای جهانگیری، از هنرمندان قلمزنی اصفهان بود.

من در سال های جوانی که تازه وارد این کار شدم ایشان را که مشهد می آمدند دیده بودم.

آقای جهانگیری در اوایل دهه ۴۰ به مشهد آمد و روی سنگ های هرکاره ابتدایی مثل قندان و هاون قلمزنی هرکاره انجام می داد. یعنی همان کاری که در اصفهان روی مس انجام می شد روی سنگ پیاده کرد.

این ایده از ایشان است.

این کار در آغاز بسیار بدوی و ابتدایی بود.

حتی روی این سنگ ها رنگ نمی زدند.

قلم مناسب نداشتند و با چیزهایی مثل میخ سنگ را می تراشیدند.

کم کم دستگاه های تراش و الکتروموتورها به کمک این رشته آمد. سر موتور الماسه بسته می شد و این امکان به وجود آمد که از سنگ های سخت تر استفاده شود. از آن به بعد سنگ های هرکاره راحت تر به شکل های مختلف در می آید. پیش از آن با چیزی مثل کمان این کار انجام می دادند. سنگ های خیلی نرم را از معدن می آوردند و خراطی می کردند.

با شروع این کار از سوی آقای جهانگیری، پدر من، آقای قاسم مقدس و آقایی به نام ایرج که فامیلش را یادم نیست این رشته را راه انداختند. ایرج که تهرانی بود از همه این ها قدیمی تر است. او الان فوت کرده ولی کارش فوق العاده بود و از مبتکران این هنر به شمار می رفت. این ها در اوایل دهه ۴۰ این کار را به اوج رساندند. و تا حدودی چنان کار آقای جهانگیری را ترویج دادند که روی همان سنگ ها طرح های رئال اجرا می کردند. حتی عکس های شخصی یا منظره روی آن ها می کشیدند. اقتصاد هم در دهه ۴۰ و ۵۰ پیشرفت کرد و ورود توریست به کشور اوج گرفت. علت اصلی اینکه من هم به این کار در آن زمان علاقمند شدم این بود که بازار خوبی پیدا کرده بود.

درآمدش به قدری بالا بود که از یک پزشک درآمد بیشتری داشت. چون این کار خاص و یونیک بود. من دهه ۵۰ را خودم به یاد دارم.  آمریکا و اروپا چندان از سنگ های هرکاره استقبال می کردند که باورکردنی نیست. قیمت مشخصی هم نداشت و هر قیمتی که به توریست می گفتند می خرید. پدرم در همان حال و هوا بود که مرا به این کار ترغیب کرد. زمانی که من در بازار سنگ تراش ها کار می کردم کافی بود از ۱۰ صبح تا ۴ بعدازظهر در یک مغازه بنشینیم و روی ۲۰ بشقاب طرح بزنیم. هر کدام ۵۰ تومن فروخته می شد و حقوق یک روز ما ۱۰۰۰ تومن می شد. در آن زمان حقوق متوسط مردم ۵۰۰۰ تومن بود.

این را نیز می پسندید: مشبک سنگ هرکاره و نگارگری روی سنگ

آیا شما در نمایشگاه‌ها هم آثار قلمزنی هرکاره را عرضه کرده اید؟

ما عموما در نمایشگاه های مختلف شرکت می کنیم. هر دو سه ماه که کارهایمان زیاد می شود به نمایشگاه می رویم. بخش مهمی از کار ما شرکت در همین نمایشگاه هاست. چه نمایشگاه های قدیمی و چه نمایشگاه های جدید. خارجی ها خیلی از این رشته استقبال می کنند ولی در یکی دو سال اخیر که دلار گران شده شرکت در نمایشگاه های داخلی برای ما به صرفه نیست. پول بار بالاست و متریال ما هم سنگین است. تنها در صورتی که هماهنگی باشد مثلا سازمان این هزینه ها را تقبل کند مقرون به صرفه است.

خیلی از خارجی ها به ما پیشنهاد نمایشگاه می دهند ولی در شرایط فعلی اصلا برایمان توجیه اقتصادی ندارد. دلیل دیگرش این است که من به شخصه الان این کار را انجام می دهم. مگر من یک نفر در روز روی چند تا بشقاب و قنددان می توانم طراحی کنم. رفتن به نمایشگاه خارجی مستلزم زمانی است که من چندین شاگرد و کارگاه داشته باشم و در تعداد انبوه محصول را وارد بازار کنم. در آن شرایط حتی اگر کشور خارجی هم برویم ارز بر می گردد.

کار ما چون خاص و یونیک است و کم تولید می شود حتی در یک نمایشگاه کوچک در تهران همه کارهایمان به فروش می رسد و نیازی نیست دنبال بازار در خارج از کشور بگردیم. کار کم است چون کسی نیست که این رشته را انجام دهد جز من. سایر افراد هم که کارهایی در کیفیت و سطح پایین تر تولید می کنند وبه درد نمایشگاه ها نمی خورد. مثلا ما وقتی یک نمایشگاه آثار هنری و صنایع دستی در تهران شرکت می کنیم همه غرفه داران از رشته های هنری دیگر می آیند دور ما جمع می شوند. چون این رشته برخلاف سایر رشته ها رقیب و و نمونه زیاد ندارد. شاید برای منبت، معرق و… افراد مختلفی به نمایشگاه آمده باشند ولی برای این رشته فقط ما هستیم که از مشهد آمده ایم و دیگران این کار را انجام نمی دهند.

قلمزنی هرکاره

در صحبت هایتان اشاره ای به بازار سنگ تراش ها کردید. این بازار کجای مشهد قرار داشت؟

بازار سنگ تراش ها در خیابان شیرازی قرار داشت. پیش از آن یعنی قبل از انقلاب هم در خیابان طبرسی بود. وقتی گاراژ اطمینان در خیابان طبرسی خراب شد سنگ تراشان به خیابان شیرازی و نزدیک مدینه الرضا آمدند. در آن بازار همه چیز سنگی ساخته می شد. دیزی، سنگ قبر، بشقاب، گلدان، تاج محل،  وان یکاد، ماکت حرم و… مشتری هم زیاد داشت. تنوع زیادی وجود داشت. ارزان بود و استقبال می شد. مثلا شمایل خیلی استقبال می شد و من خودم در آن زمان در آن بازار این کار را زیاد انجام می دادم. در قدیم بازار سنگ تراش ها مثل بازار مسگرها پر سرو صدا بود.

مغازه های خیابان کوهسنگی چه نوع سنگ های هرکاره ای عرضه می کردند؟

مشتری های خیابان کوهسنگی با مشتری های اطراف حرم فرق می کردند.

آن ها هنرشناس تر بودند. به همین دلیل این امکان وجود داشت که در آن جا کارهای بهتری ارائه شود.

مثلا در کوهسنگی مینیاتور و گل و مرغ کار می شد.

ابتدای شکل گیری این مغازه ها از این قرار بود؛

مغازه هایی اطراف یک باغ وحش در کوهسنگی قرارداشت و عده ای از جمله پدر من در این مغازه ها مشغول به کار شدند و بیش از همه قلمزنی هرکاره دز آنجا رونق گرفت.

این رشته تا حدی آنجا جا افتاده بود که مردم فکر می کردند این سنگ ها از همان کوه کوهسنگی بیرون می آید، در حالیکه آن یک کوه صخره ای است.

پدرم از سال ۵۵ تا ۸۹ معادل ۴۰ سال در کوهسنگی کار کرد.

زمانی که آنجا تخریب شد پدرم مغازه را بست. سال ۹۸ این مغازه ها خراب شد.

من هم که آنجا مغازه اجاره ای داشتم بیرون آمدم.

قلمزنی هرکاره

معدن سنگ های هرکاره کجای مشهد قرار دارد؟

معدن فعال کنونی معدن زکریا است که در بلوار نماز است.

اول بلوار نماز تا انتها معادن سنگ زیادی وجود دارد. بیشتر این معادن بسته شده است.

به بهانه های مختلف مثل منابع طبیعی یا هر چیز دیگری این معادن بسته شده اند.

منطقه گردشگری آبادگران هم تا چند سال پیش معدن بوده است. من جوان بودم که آنجا می رفتم و استخراج معدن را می دیدم.

مشتری های شما برای خرید یا سفارش قلمزنی هرکاره چه افرادی هستند؟

ما یک سری مشتری خاص داریم. خارجی نیستند ولی با خارج تعامل دارند. مهمان خارجی دارند یا به خارج از کشور می روند.

این افراد به ما زنگ می زنند و سفارش یک طرح روی سنگ می دهند.

مثلا یک بار به من سفارش دادند پرتره یک مربی کنگ فو را روی بشقاب قلمزنی کنم.

هنگامی که این را به کره برده بودند به گفته مشتری ما ورزشگاه جمع شده بودند و آن را نگاه می کردند.

برایشان خیلی تازگی داشت.

سایر رشته ها و هنرها در شهرها یا کشورهای دیگر پیدا می شود ولی قلمزنی هرکاره منحصر به فرد است.

چرا این اقبال عمومی از بین رفته و قلمزنی هرکاره رو به فراموشی است؟

با شروع انقلاب چند سالی رکود اقتصادی بسیار زیاد شد.

من خاطرم هست مرحوم پدرم مغازه اش را بسته بود و مسافرکشی می کرد.

در آن اوضاع اقتصادی کار هنری اصلا استقبال نمی شد.

ولی این روزها اوضاع این کار آنقدر خراب شده که اگر روزی من دیگر این کار را انجام ندهم شاید این رشته به کلی نابود شود.

افرادی هستند که این کار را انجام می دهند ولی در سطح و کیفیتی که من قادر به انجام آن هستم نیستند وهمان ها هم در حد ۴-۵ نفر بیشتر نیستند.

من شاید تا ده سال دیگر زنده باشم ولی احتمالا ۷ سال دیگر بیشتر نتوانم این کار را انجام دهم.

متاسفانه دولت هم از رشته قلمزنی هرکاره استقبال چندانی نکرده است.

معادن اکثرا بسته شده اند. مواد اصلی گران شده است.

نمی توان همه تقصیرها را گردن سازمان انداخت چون آن ها هم

درگیر مسائل خودشان هستند ولی در مجموع همه چیز دست

به دست هم داده که کار در حال فراموش شدن است.

برای احیای این کار مشکلات زیادی به وجود می آید و دیگر دیر می شود.

الان تنوع محصولات زیاد شده و متاسفانه

خیلی از این ها کالاهای چینی و خارجی است.

ما می توانستیم با این مواد اصلی که

در شهر خودمان وجود دارد ارزآوری بالایی داشته باشیم.

معادن زیاد است، نیروی کار زیاد است

ولی مورد بهره برداری قرار نگرفته است.

مشتریان من که از قدیم من را می شناسند

می گویند شما الان نباید این کار را خودت انجام بدهی

و سفارش مشتری را آماده کنی، باید آموزش بدهی

و کارگاه ها و موسسات را مدیریت کنی.

 


عفیفه خدنگی | ۲۱ اردیبهشت

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

0 دیدگاه